السيد الخميني
13
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
فرق ما بين ممكن و واجب اين است كه او غيرمتناهى است در همه چيز ، موجودِ مطلق است و اينها موجود محدودند . اگر بنا باشد تمام اوصاف كمال به طور لامتناهى ، به طور غيرمحدود نباشد در او ، متبدّل مىشود [ به ممكن ] ، آنكه ما خيال كرديم واجب بوده ، واجب نبوده ، ممكن بوده . [ همه موجودات واجد كمالات هستند ] يك چنين موجودى كه مبدأ يك ايجاد مىشود ، و مبدأ يك وجود مىشود ، تمام آن موجوداتى كه به مبدأيت او وجود پيدا مىكنند ، اينها مستجمع همان اوصاف هستند به طريق نقص . منتها مراتب دارد : يك مرتبه اعلا است كه در آن همهء اوصاف حق تعالى هست ، منتها به اندازهاى كه امكان دارد ، به اندازهاى كه مىشود يك موجودى واجد باشد ، آن « اسم اعظم » است . « اسم اعظم » عبارت از آن اسمى است و آن علامتى است كه واجد همهء كمالات حق تعالى است به طور ناقص - و به طور ناقص يعنى نقص امكانى - و واجد همهء كمالات الهى است نسبت بهساير موجودات ، بهطور كمال . اين موجوداتى كه دنبال آن اسم اعظم مىآيند اينها هم واجد همان كمالات هستند ، منتها به اندازهء سعهء هستى خودشان ، به اندازهء سعهء وجودى خودشان ، تا برسد به همين موجودات مادى . اين موجودات مادى را كه ما خيال مىكنيم قدرت ، علم و هيچ يك از كمالات را ندارند ، اينطور نيست . ما در حجاب هستيم كه نمىتوانيم ادراك كنيم . همين موجودات پايين هم كه از انسان پايينترند ، و از حيوان پايينترند ، و موجودات ناقص هستند ، در آنها هم همهء آن كمالات منعكس است ، منتها به اندازهء سعهء وجودى خودشان . حتى ادراك هم دارند ؛ همان ادراكى كه در انسان